با رویش ناگزیر جوانه چه می‌کنید... د ا ر ی و ش

گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام


و ساقه‌های جوانم از ضربه‌های تبرهاتان زخم‌داراست


با ریشه چه می‌کنید؟


گیرم که بر سر این بام


بنشسته در کمین پرنده‌ای


پرواز را علامت ممنوع می‌زنید


با جوجه‌های نشسته در آشیانه چه می‌کنید؟


گیرم که می‌زنید


گیرم که می‌بُرید


گیرم که می‌‌کشید


با رویش ناگزیر جوانه چه می‌کنید؟

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو


از فلات غوطه‌ور در خون بسیاران بگو


باد شبگرد سخن‌چین پشت گوش پرده‌هاست


تا جهان آگه شود بی‌پرده از یاران بگو


با من از ایـــــــران بگو...



شب سیاهی می‌زند بر خانه‌های سوگوار


از چراغ روشن اشک سیه‌پوشان بگو


پرسه یأس است در آوای این پتیارگان


از زمین از زندگی از عشق از ایمان بگو


سوختم آتش گرفتم از رفیق و نارفیق


از غریب و آشنا یاران هم پیمان بگو



زجه نام‌آوران زخمی به خاموشی نزد


از خروش نعره انبوه گمنامان بگو


قصه‌های قهرمانان قهر ویرانگر نداشت


از غم و خشم جهان‌ساز تهیدستان بگو


با زمستانی که می‌تازد به قتل عام باد


از گـُل خشمی که می‌روید در این گلدان بگو



یاور از ره رسیده با من از ایران بگو


از فلات غوطه‌ور در خون بسیاران بگو


باد شبگرد سخن‌چین پشت گوش پرده‌هاست


تا جهان آگه شود بی‌پرده از یاران بگو


با من از ایـــــــران بگو...

یادمه بچه بودیم تو گذشته‌های دور

یادمه بچه بودیم تو گذشته‌های دور


اون زمان که قلب ما پر بود از شادی و شور


روزی که تورو دیدم موهات رو بافته بودی


با گل سپید یاس گلوبند ساخته بودی



روزی که تورو دیدم موهات رو بافته بودی


با گل سپید یاس گلوبند ساخته بودی


بعد از اون روز قشنگ از خدا راضی شدم


از دم صبح تا غروب با تو همبازی شدم


چه روزهای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت


تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته‌ها گذشت



چه روزهای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت


تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته‌ها گذشت



یادمه روی درخت دو تا دل کنده بودیم


سال بعد از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم


شاید اون دلها دیگه خشکیده رو ساقه‌ها


شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه‌ها



شاید اون دلها دیگه خشکیده رو ساقه‌ها


شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه‌ها

شب شکن

 

وقتی تو شب گم می‌شدم ستاره شب‌شکن نبود


میون این شب‌زده‌ها کسی به فکر من نبود


وقتی تو شب گم می‌شدم همخونه خواب گل می‌دید


همسایه از خوشه خواب سبد سبد خنده می‌چیــــــد


آواز خون کوچه‌ها شعرهاش رو از یاد برده بود


چراغها خوابیده بودن شعله‌شون رو باد برده بود



آخ اگه شب شیشه‌ای بود پل به ستاره می‌زدم


شکست آیینه شب رو نیزه خورشیــد می‌شدم


آخ اگه مرگ امون می‌داد دوباره باغ می‌شدم


تو رگ یخ بسته شب نبض چــــراغ می‌شدم



آخ که تو اقیانوس شب سوختنم رو کسی ندید


تو برزخ بیداد شب کسی به دادم نرسید


وقتی تو شب گم می‌شدم دلم می‌خواست شعله بشم


رو سایه‌های یـــخ زده دست نوازش بکشــم


دلم می‌خواست آشتی بدم تگرگ رو با اقاقیا


خورشید مهربونی رو مهمون کنم به خونه‌ها



آخ اگه مرگ امون می‌داد دوباره باغ می‌شدم


تو رگ یخ بسته شب نبض چراغ می‌شدم


 

همیشه یادمان باشد که ....

سلام

 

همیشه یادمان باشد که ....

 

خواهش میکنم ادامه جمله را شماااااااااااااااا بنویسید.

نظر بدین خوشکلااااااااااااااااااااااااااا

 

 

متن آهنگ زیبای سراب رد پای تو   از داریوش

سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد

کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد ؟

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم

که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی

تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی

تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم

صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم

یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم

واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم

سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد

کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد ؟

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم

که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی

تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی

متن آهنگ   قصه گل و تگرگ از سیاوش قمیشی

ﻗﺼﻪي ﻣﻦ و ﻏـﻢ ﺗﻮ

‫ﻗﺼﻪي ﮔﻞ و ﺗﮕﺮﮔﻪ

‫ﺗﺮس ﺑﻲ ﺗﻮ زﻧﺪه ﺑﻮدن

‫ﺗﺮس ﻟـﺤﻈﻪﻫﺎي ﻣﺮﮔﻪ

 

‫اي ﺑﺮاي ﺑـﺎ ﺗﻮ ﺑﻮدن

‫ﺑﺎﻳﺪ از ﺑﻮدن ﮔﺬﺷﺘﻦ

‫ﺳـﺮ ﺑـﻪ ﺑـﻴـﺪاري ﮔﺮﻓﺘﻪ

‫ذﻫﻦ ﺧﻮاب آﻟﻮدهي ﻣﻦ

 

‫ﻫﻤـﻴﺸﻪ ﻣـﻴﻮن ﻗـﺎب ﺧﺎﻟـﻲ درﻫﺎي ﺑﺴﺘﻪ

‫ﻃﺮح اﻧﺪام ﻗﺸﻨﮕﺖ ﭘﺎك و روﻳﺎﻳﻲ ﻧﺸﺴﺘﻪ

‫ﻛﺎش ﻣﻴﺸﺪ ﭼﺸﺎم ﺑﺒﻴﻨﻦ

‫ﻃﺮح اﻧﺪام ﺗـﻮ داره

‫زﻧﺪه ﻣﻴﺸﻪ ﺟﻮن ﻣﻴﮕﻴﺮه

‫ﭘﺎ ﺗﻮي اﺗﺎق ﻣﻴﺰاره

 

‫ﻛﺎش ﻣﻴﺸﺪ ﺻﺪاي ﭘﺎﻫﺎت

‫ﺑـﭙـﻴﭽﻪ ﺗـﻮ ﮔـﻮش داﻟﻮن

‫ﻃـﺮف داﻟـﻮن ﺑـﮕﺮده

‫ﺳﺮ آﻓﺘﺎب ﮔﺮدوﻧﺎﻣﻮن

 

‫ﻛﺎش ﻣﻴﺸﺪ دوﺑﺎره ﺑﺎﻏﭽﻪ

‫ﭘـﺮ ﮔـﻠـﻬـﺎي ﺗـﻮ ﺑـﺎﺷـﻪ

‫ﻏﻨﭽﻪي ﺳﻔﻴﺪ ﻣﺮﻳﻢ

‫ﺑﺎ ﻧـﻮازش ﺗﻮ واﺷﻪ

 

 

‫ﻛﺎش ﻣﻴﺸﺪ اﻣﺎ ﻧﻤﻴﺸﻪ

‫ﻧـﻤـﻴﺸﻪ ﺑـﻴﺎي دوﺑﺎره

‫ﻧﻤﻴﺸﻪ دﺳﺘﺎت ﺗﻮ ﮔﻠﺪون

‫ﮔـﻠـﻬـﺎي ﻣـﺮﻳـﻢ ﺑـﺬاره

 

‫ﻛﺎش ﻣﻴﺸﺪ اﻣﺎ ﻧﻤﻴﺸﻪ

‫اﻳـﻦ ﻣـﺮام روزﮔـﺎره

‫رﻓﺘﻨﺖ ﻫﻤﻴﺸﮕﻲ ﺑﻮد

‫دﻳﮕﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﻧـﺪاره

اینم چندتا اس ام اس باحال.....

عشق تنها سهم مرغ عشق نیست؟

 

می توان عاشق شد و گنجشک زیست!

 

**************

 

هيچکس جانا نمی سوزد چراغش تا به صبح

 

پُر مخند ای دوست بر شب تار کسی . . .

 

*************

 

آرزو بد نیست طغیانش بد است

 

هست دریا خوب و طوفانش بد است . . .

 

**************

 

گر بر سر نفس خود امیری مردی / ور بر دگری نکته نگیری مردی

 

مردی نبُود فتاده را پای زدن / گر دست فتاده ای بگیری مردی . . .

 

*****************

 

از گلوی خود بریدن وقت حاجت همت است

 

ورنه هرکس وقت سیری پیش سگ نان افکند . . .

 

برای دیدن مطالب بیشتر به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

متن آهنگ ...  سوار خواهد آمد  ... از داریوش

سوار خواهد آمد. سرائی رفت و رو کن 


کلوچه بر سبد نه، شرا ب در سبو کن 


ز شستشوی باران، صفای گل فزون تر 

 
کنار چشمه بنشین، نشاط و شستشو کن 


جلیقه زری را ز جامدان برآور 


گرش رسیده زخمی، به چیرگی رفو کن 


ز پول زرد به گردن ببند طوقی اما

 
به سیم تو نیارزد، قیاس با گلو کن 

 
به هفت رنگ شایان، یکی پری بیارای 

 
ز چارقد نمایان، دو زلف از دو سو کن

 
ز گوشه خموشی، سه‌تار کهنه بر کش

 
سرودی گر توانی، به پرده جستجو کن

 
چه بود آن ترانه؟ بله، به یادم آمد

 
ترانه ز دستم گلی بگیر و بو کن 

 
سکوت سهمگین را از این سرا بتاران

 
بخوان، برقص، آری، بخند و های و هو کن

 
سوار چون در آید در آستان خانه

 
گلی بچین و با دل نثار پای او کن

 
سوار در سرایت شبی به روز آرد 


دهت به هرچه فرمان، سر از ادب فرو کن

 
سحر که حکم قاضی رود به سنگسارت 


نماز عاشقی را به خون دل وضو کن

متن آهنگ زیبای...  دنیای این روزای من  ... از داریوش

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهاییم شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم



هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم



در حسرت فردای تو تقویممو پر می کنم

هر روز این تنهاییو فردا تصور می کنم

هم سنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست

اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم



هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم



دنیای این روزای من همقد تن پوشم شده

انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهاییم شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

 

بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود

بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود


بی تو برای شاعری . واژه خبر نمیشود
بغض دوباره دیدنت . از تو به در نمیشود
فکر رسیدن به تو . فکر رسیدن به من
از تو به خود رسیده ام . این که سفر نمیشود


بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود


دلم اگر به دست تو . به نیزه ای نشان شود
برای زخم نیزه ات . سینه سپر نمیشود
صبوری و تحملم . همیشه پشت شیشه ها
پنجره جز به بغض تو . ابری و تر نمیشود


بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود


صبور خوب خانگی . شریک زجه های من
خنده خسته بودنم . زنگ خطر نمیشود
حادثه یکی شدن . حادثه ای تازه نبود
مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمیشود
به فکر سر سپردنم . به اعتماد شانه ات
گریه بخشایش من که بی ثمر نمیشود
همیشگی ترین من . لاله نازنین من
بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمیشود

متن آهنگ خرچنگهای مردابی از حبیب

درین زمانه ی بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

*********

چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خودرا

برای این همه ناباور خیال پرست

*********

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

*********

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علف های باغ کال پرست

*********

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است

به تنگ چشمی نامردم زوال پرست