یادمان باشد

سلام
امروز چند تا جمله زيبا براتون گذاشتم که خیلی به درد میخوره
فقط يادتون نره که همشون رو کپي و هر روز مرور کنيد
نظر هم خودتون مي دو نيد که واجبه.....

يادمان باشد


زندگي را بايد عاقلانه شناخت....
عاشقانه پيمود.....
و....
عارفانه به پايان رسانيد

براي ناخدايي که به بندر مقصد نمي انديشد،هيچ بادي موافق نيست*
غالبا برد با کسي است که خود را برايي باختن مهيا کرده باشد*
بهتر است بخش کوچکي از يک چيز بزرگ باشي، تا بخش بزرگي از يک چيز کوچک*
 هيچ وقت نمي تواني با مشت گره کرده دست کسي را به گرمي بفشاري*
هميشه يکي هست که درد دلت را به او بگويي ولي واي از آن روزي که همان شخص درد دلت باشد*
همانگونه که يک تکه گوشت طي زمان زيادي ايجاد مي شود ودر چند دقيقه خورده مي شود*
آبروي انسان نيز طي سالها ايجاد شده وطي چند دقيقه ريخته مي شود
 امروز همان فردايي است که ديروز منتظرش بودي*
هرگز درباره چيزي نگو آن را از دست داده ام فقط بگو آن را پس داده ام*
موفقيت،به دست آوردن چيزهايي است که دوست داري
وخوشبختي،دوست داشتن چيزهايي است که داري
بهتر است ثروتمند زندگي کني تا اينکه ثروتمند بميري*
کساني که دير قول مي دهند، خوش قول ترين مردمان دنيا هستند*
خطا کردن يک کار انساني است اما تکرار آن يک کار حيواني*
کسي که به تو تملق مي گويد، يا سرت کلاه گذاشته و يا اميدوار است بگذارد*
عشق به ديگري يک نياز است نه يک ضرورت*
عشق به وطن يک ضرورت است نه يک نياز
عشق به خدا هم ضرورت است هم نياز

انسانها غالبا از ناداني وحشتي ندارند، از اينکه آنها را نادان بدانند مي ترسند*
کسي که اندرز ارزان را رد ميکند به زودي پشيماني را با قيمت گراني خواهد خريد*
سعي کن آنچه تورا راضي مي کند به دست آوري وگرنه*
زماني مي رسد که ناچاري به آنچه بدست آورده اي راضي باشي
فقير کسي نيست که کم دارد،کسي است که بيشتر مي طلبد*
کسي که قدرت را با پول بخرد،عدالت را هم به پول مي فروشد*
عيوب ديگران را نبايد با انگشت کثيف نشان داد*
هرگز درباره هيچکس قضاوت نکن مگر آنکه خود را به جاي او بگذاري*
 در هر جا اگر دير برسي بهتر از آن است که غايب باشي*
بهترين راه حمله به يک چيز دفاع بد از همان چيز است*
نگراني امروز هرگز از گرفتاري فرداي تو نمي کاهد*
فقط شادي امروزت را از بين ميبرد
امروز اولين روز بقيه زندگي توست*
آنقدر به دنبال مفقود نگرد که موجود را هم از دست ميدهي*

متن یکی از ترانه های حبیب

از اونجایی که من عاشق ترانه های حبیب هستم امروز براتون اینو گذاشتم .

 امیدوارم خوشتون بیاد

نفسم گرفت ازاین شهر، دراین حصار بشکن
                                                    در این حصار جادویی، روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون
                                                    به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن
توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
                                                    لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن
شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه
                                                    تو به آذرخشی این سایه دیوسار بشکن
زبرون کسی نیاید چو به یاری تو، ابنجا
                                                    تو ز خویشتن برون آ، سپه تتار بشکن
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
                                                    تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بسرای تا که هستی که سرودن است بودن 
                                                   به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن